north western معنی فارسی شمال غربي واژههای دیگر با معنی «شمال غربي» north westerly شمال غربي، وابسته بشمال باختر، در شمال باختر north-western شمال غربي northwestern شمال غربي.، از شمال غرب، وابسته به شمال غرب ايالات متحده يا کانادا northwester باد شمال غربي، طوفان شمال غربي. northwestwards بطرف شمال غربي، روبشمال غربي. Ghent شهر گنت در شمال غربي بلژيک Armoric وابسته به ناحيه ي آرموريکا در شمال غربي، فرانسه، زبان آرموريک Galicia ناحيه اي در جنوب شرقي لهستان و شمال غربي، اوکراين، گاليسيا north-west شمال غرب، شمال غربي، در شمال غرب north west شمال باختر، شمال غرب، شمال غربي