دیکشنری فارسی

nozzle

UKnɔzl US'nɔzəl

معنی فارسی

سر لوله دهنه آب پخش کن لوله بيني

معنی کامل و مثال‌ها

/näz´ǝl/n.

● (سر لوله یا شیلنگ به ویژه اگر بشود آن را تنظیم کرد) سرلوله، سر شیلنگ، افشانک، سر فواره، دهانه، ناوک، شیپوره

● (تایر دوچرخه و غیره) سرفنتیل

● (خودمانی) بینی، دماغ، پوزه، پک و پوز

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle English 'nosel' (nose) + '-le' (diminutive suffix).

مثال

  • The firefighter aimed the nozzle at the flames to extinguish the fire.
  • The nozzle of the hose allowed for precise control of the water flow.
  • The fuel nozzle clicked into place as the car was refueled.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a projecting spout from which a fluid is discharged
  2. informal terms for the nose

مترادف‌ها

noun
Nose, snout.

واژه‌های دیگر با معنی «سر لوله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن