دیکشنری فارسی

nurseryman

UKnəːsərimən US'nə:sərı'mæn

معنی فارسی

باغبان پرورنده گياهان زارع.

معنی کامل و مثال‌ها

/-mǝn/n., pl.

● متصدی قلمستان، کارگر خزانه، فروشنده‌ی درخت و گل

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who takes care of a garden

واژه‌های دیگر با معنی «باغبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن