دیکشنری فارسی

nuts

UKnʌts USnʌts

معنی فارسی

اجيل ديوانه مفتون. اي بابا! واي نه ! اه !

معنی کامل و مثال‌ها

/nuts/adj., interj.

(خودمانی)

خل، بی خرد، کم عقل، نامعقول

to go nuts

دیوانه شدن

he is nuts

او خل وضع است.

(ندا، حاکی از ناخشنودی یا تحقیر یا سرخوردگی و غیره) ای بابا!، وای، نه‌!، اه‌!

* be nuts about (something)

(خودمانی) دیوانه‌ی چیزی بودن، شیدا بودن، عاشق (کسی یا چیزی) بودن

ریشه و کاربرد

Noun

Edible seeds or kernels enclosed in a hard shell, typically used in cooking or eaten as a snack.

ریشه

From the Old English word 'hnutu'.

مثال

  • She enjoys eating mixed nuts.
  • The recipe calls for chopped nuts.
  • He has a nut allergy and avoids all nuts.

ترکیب‌های رایج

Mixed nuts Chopped nuts Nut allergy Source of nuts

واژه‌های دیگر با معنی «اجيل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن