ob-
معنی فارسی
پيشونديست به معني (در برابر) (در مقابل) (در جلوي) و
غيره که بکلمات ديگر مي چسبد.
معنی کامل و مثالها
/äb, ǝb/
● پیشوند:
● به، به سوی، جلو، پیش [obtrude]
● در مقابل، پاد، بر ضد [obstinate]
● بر، روی [obscure]
● کاملا، تماما، سراسر، سر به سر [obdurate]
● وارون، معکوس، از طرف مقابل، واژ [obovoid] (پیش از واژههایی که با c آغاز میشود: oc- و پیش از f : of- و پیش از m : o- و پیش از p : op-)