دیکشنری فارسی

ob-

معنی فارسی

پيشونديست به معني (در برابر) (در مقابل) (در جلوي) و

غيره که بکلمات ديگر مي چسبد.

معنی کامل و مثال‌ها

/äb, ǝb/

پیشوند:

به، به سوی، جلو، پیش [obtrude]

در مقابل، پاد، بر ضد [obstinate]

بر، روی [obscure]

کاملا، تماما، سراسر، سر به سر [obdurate]

وارون، معکوس، از طرف مقابل، واژ [obovoid] (پیش از واژه‌هایی که با c آغاز می‌شود: oc- و پیش از f : of- و پیش از m : o- و پیش از p : op-)

واژه‌های دیگر با معنی «پيشونديست به معني (در برابر) (در مقابل) (در جلوي) و»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن