obliterative
UKəblitərətiv
معنی فارسی
پاک کردن ستردن محو کردن از ميان بردن در نور ديدن
پاک کردن ستردن محو کردن از ميان بردن در نور ديدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن