obscures
UKəbskjeəz
USəbs'kjuəz
معنی فارسی
تيره تار تاريک پيچيده مبهم مغلق غامض ناروشن غير واضح
تيره تار تاريک پيچيده مبهم مغلق غامض ناروشن غير واضح
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن