observational
معنی فارسی
مشاهده اي مبني بر مشاهده ، وابسته به ديدباني
معنی کامل و مثالها
/-shǝ nǝl/adj.
● مشاهدهای، شهودی، نگرشی، نگریدنی
مشاهده اي مبني بر مشاهده ، وابسته به ديدباني
/-shǝ nǝl/adj.
● مشاهدهای، شهودی، نگرشی، نگریدنی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن