observational
معنی فارسی
مشاهده اي مبني بر مشاهده ، وابسته به ديدباني
معنی کامل و مثالها
/-shǝ nǝl/adj.
● مشاهدهای، شهودی، نگرشی، نگریدنی
تعریف انگلیسی
adjective
- relying on observation or experiment “experimental results that supported the hypothesis”