دیکشنری فارسی

observational

معنی فارسی

مشاهده اي مبني بر مشاهده ، وابسته به ديدباني

معنی کامل و مثال‌ها

/-shǝ nǝl/adj.

● مشاهده‌ای، شهودی، نگرشی، نگریدنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relying on observation or experiment “experimental results that supported the hypothesis”

واژه‌های دیگر با معنی «مشاهده اي مبني بر مشاهده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن