obsoletely
UKɔbsəliːtəliː
معنی فارسی
مهجور متروک کهنه غير معمول غير مستعمل رشد نکرده ناقص
مهجور متروک کهنه غير معمول غير مستعمل رشد نکرده ناقص
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن