oculate(d) معنی فارسی چشم ريز ، چشم دار ، چشم مانند ، داراي چشم ها يا خالهاي رنگارنگ واژههای دیگر با معنی «چشم ريز» ocellated ريز چشم، داراي چشمها يا خالهاي رنگارنگي ocellus چشمک، چشم ريز، چشم حشره sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي hilum چيز خيلي ريز وکوچک، پيوندگاه گياه، محل دخول رگ وپي