of reputation معنی فارسی معتبر مشهور واژههای دیگر با معنی «معتبر» creditable معتبر، مايه سرافرازي يانيکنامي valid معتبر، قانوني، درست reputable معتبر، نيک نام، مشهور hard currencies ارز معتبر، ارز قابل قبول man of crdit شخص معتبر man of credit شخص معتبر valid assumptions فروض معتبر، فروض قابل قبول hold good معتبر بودن validate معتبر ساختن، قانوني کردن، قانوني شناختن gtc مخفف: سفارش معتبر تا لغو