of yon معنی فارسی پيشتر سابقا درقديم قديما مال سابق واژههای دیگر با معنی «پيشتر» formerly پيشتر، سابقاً، پيش از اين aforetime پيشتر، قبلا، سابقا previously پيشتر، قبلاً، سابقاً beforetime پيشتر، سابق براين erst پيشتر، درگذشته wh lom پيشتر، سابقا prec مخفف: آنچه که پيشتر ذکر شده mastodon يکجور پستاندار پيل پيکر که پيشتر در روي، زمين ميزيسته است groschen (نام) سکه سيم الماني که پيشتر رواج داشت heretofore پيش ازاين، پيشتر، سابقا