off cast معنی فارسی دور انداخته ، مردود ، شخص يا چيز مردود واژههای دیگر با معنی «دور انداخته» wreathy پيچيده، تافته، دور هم انداخته abhorr ترد شد، ترد کرد، دور انداخته شد outcast رانده، بيرون انداخته، مردود castoff رانده، مطرود، متروک