دیکشنری فارسی

outcast

UKautkɑːst US'aut'kæst

معنی فارسی

رانده بيرون انداخته مردود دور انداخته بيکس بي خانه دربدر

معنی کامل و مثال‌ها

/out´kast´/adj., n.

● مطرود، رانده شده، دور افکنده، واخورده، وازده

outcast beliefs

اعتقادات مردود

● شخص یا چیز وازده یا دور انداخته شده

the outcasts of the society

مطرودشدگان جامعه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person who is rejected (from society or home)
  2. excluded from a society

مترادف‌ها

noun
1. Exile.
2. Reprobate, castaway, vagabond, Pariah, abandoned wretch.

واژه‌های دیگر با معنی «رانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن