دیکشنری فارسی

outcast

UKautkɑːst US'aut'kæst

معنی فارسی

رانده بيرون انداخته مردود دور انداخته بيکس بي خانه دربدر

معنی کامل و مثال‌ها

/out´kast´/adj., n.

مطرود، رانده شده، دور افکنده، واخورده، وازده

outcast beliefs

اعتقادات مردود

شخص یا چیز وازده یا دور انداخته شده

the outcasts of the society

مطرودشدگان جامعه

مترادف‌ها

noun
1. Exile.
2. Reprobate, castaway, vagabond, Pariah, abandoned wretch.

واژه‌های دیگر با معنی «رانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن