outcast
UKautkɑːst
US'aut'kæst
معنی فارسی
رانده بيرون انداخته مردود دور انداخته بيکس بي خانه دربدر
معنی کامل و مثالها
/out´kast´/adj., n.
● مطرود، رانده شده، دور افکنده، واخورده، وازده
outcast beliefs
اعتقادات مردود
● شخص یا چیز وازده یا دور انداخته شده
the outcasts of the society
مطرودشدگان جامعه
مترادفها
noun
1. Exile.
2. Reprobate, castaway, vagabond, Pariah, abandoned wretch.