دیکشنری فارسی

castaway

UKkɑːstəwei

معنی فارسی

رانده مردود دورانداخته کشتي شکسته

معنی کامل و مثال‌ها

/kas´tǝ wā´/n., adj.

رانده، مطرود، (چیز) دورانداخته شده

کشتی شکسته، وامانده، در مانده، بی‌پناه

we are castaways....

کشتی شکستگانیم ...

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who is rejected (from society or home)
  2. a shipwrecked person

مترادف‌ها

I. noun
Outcast, reprobate, vagabond, abandoned wretch, moral shipwreck, moral wreck, lost soul.
II. adjective
Rejected, discarded, abandoned, cast off.

واژه‌های دیگر با معنی «رانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن