off center معنی فارسی خارج از مرکز. واژههای دیگر با معنی «خارج از مرکز.» abaxile خارج از مرکز، دورازمحور outstation خارج از مرکز off-centre load بار خارج از مرکز endarchy امتداد از مرکز به خارج. double accentric press پرس خارج از مرکز با ياطاقان دوبل exocentric برون مرکز، ساخت خارج از مرکز vane pump خانواده وسيعي از پمپهاي سيالات که در آن، سطوح تخت در محفظه هاي خارج از مرکز دور، تا دور شفت گردنده دوران ميکنند endarch متشکل در خارج، از مرکز بخارج امتداد يافته .