officiary
معنی فارسی
صاحب منصب، مامور رسمي، مقام رسمي.
وابسته به مقام و منصب
معنی کامل و مثالها
/ǝ fish´ē er´ē/adj., n., pl.
● صاحب منصبان، گروه کارمندان، دیوان سالاران
● وابسته به مقام و منصب
صاحب منصب، مامور رسمي، مقام رسمي.
وابسته به مقام و منصب
/ǝ fish´ē er´ē/adj., n., pl.
● صاحب منصبان، گروه کارمندان، دیوان سالاران
● وابسته به مقام و منصب
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن