دیکشنری فارسی

offshore

US'ɔf'ʃɔ:

معنی فارسی

دور از ساحل ، در داخل دريا

منطقه خارج از حدود ساحلي کشورها

معنی کامل و مثال‌ها

/-shôr´/adj., adv.

دور از ساحل، به سوی دریا، دریا سوی، در دریا

an offshore wind

باد دریا سوی

offshore oil platforms

سکوب‌های استخراج نفت در دریا

(امریکا) ماورای بحار، برون مرز(ی)، فرا دریا(یی)

offshore investment

سرمایه گذاری فرا دریایی

to borrow money offshore

از برون‌مرز وام تهیه کردن

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'off' + 'shore', first used in the 1700s

مثال

  • The company has offshore accounts in the Cayman Islands.
  • The oil spill happened at an offshore drilling site.
  • The wind was blowing offshore.

ترکیب‌های رایج

Offshore account Offshore drilling Offshore wind Offshore company

تعریف انگلیسی

adverb
  1. (of winds) coming from the land “offshore winds”
  2. at some distance from the shore “offshore oil reserves” “an offshore island” “cruising three miles offshore”

واژه‌های دیگر با معنی «دور از ساحل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن