on the up grade معنی فارسی بالارونده واژههای دیگر با معنی «بالارونده» scaler بالارونده، کسيکه مقياس بکار ميبرد، قپاندار exhalent بالارونده، متصاعد، بخارشونده scansorial بالارونده، اماده بالارفتن climber بالارونده، گياه پيچنده scandent بالارونده fastigiate راست بالارونده، موازي هم lift valve سوپاپ بالارونده ollyo بالارونده (تکواندو) rising mine مين بالارونده دريايي، ميني که مي تواند به سطح آب بيايد chi-jireugi ضربه بالارونده تکواندو