on to معنی فارسی به بر سوي واژههای دیگر با معنی «به بر» old-world وابسته به بر قديم old world وابسته به بر قديم يا نيمکره خاوري، غير امريکايي capitalized expense هزينه اي که علاوه بر به حساب آمدن در، حساب سود و زيان، در ضمن اصل دارايي antedated cheque چک به تاريخ مقدم بر تاريخ واقعي صدور deistic مبني بر خدا پرستي بدون اعتقاد به مذهب deistical مبني بر خدا پرستي بدون اعتقاد به مذهب bodysurf ورزشي که طي آن شناگر رو به پايين بر آب، ميخوابد و امواج او را به جلو ميبرند، سرفينگ بدني overpersuade کسي را بر خلاف ميلش به کردن کاري وادار کردن nitrocellulose باروت بي دود (نوعي باروت که از اثر اسيد، نيتريک بر پنبه به دست مي آيد) corporatist صنفگراي، وابسته به نظام سياسي متکي بر گروه هاي، متشکل سياسي که به ثبت رسيده و