one a معنی فارسی يکديگر همديگر واژههای دیگر با معنی «يکديگر» interwork بر يکديگر complementary متمم (يکديگر، ) مکمل (يکديگر) cheek by jowl پهلوي يکديگر، محرمانه hand in hand دست دردست يکديگر، دست بدست interdependence وابستگي به يکديگر، بهم بستگي، بهم موکول بودن interconnection پيوستگي با يکديگر، تسلسل connivent خميده به سوي يکديگر، همخميده intersplere در حوزه يکديگر امدن lap-weld روي يکديگر جوش دادن interactive داراي تاثير بر يکديگر، بين هم کار کننده