one to one معنی فارسی يک بيک ، عينا مثل هم ، عينا مساوي و مرتبط با يکديگر. واژههای دیگر با معنی «يک بيک» game and game يک بيک، يکدست ويکدست one by one يکي يکي، يک بيک، يکايک lopsided يک وري، متمايل بيک طرف، بي قرينه mannerism خو گرفتگي بيک شيوه ويژه هنر يا ادبيات، التزام واعتيادبه يک سبک unipersonal واحد، داراي يک افنوم، منحصر بيک صيغه