one who معنی فارسی کسيکه آنکه يکي که واژههای دیگر با معنی «کسيکه» whomso بهر کسيکه، هرکس که . dragman کسيکه ميکشد، کشنده . minimalist کسيکه خرسنداست، باينکه تقاضاهايش برآورده شود wonder worker کسيکه معجزه ميکند، ادم خارق العاده و صاحب کرامت. snorter کسيکه خرناس ميکشد، صفير، خرناس. Anglophobe کسيکه ازانگليس بيم، تنفردارد figurant کسيکه باجمع ميرقصد، نعش kleptomaniac کسيکه جنون دزدي دارد، دزد د فطري misogynist کسيکه از زن بيزار است، زن گريز hedonist کسيکه معتقدباصول باشد