دیکشنری فارسی

ongoing

UKɔngouiŋ US'ɔn'gəuıŋ

معنی فارسی

پيشرفت عمليات رويداها پيش رونده

معنی کامل و مثال‌ها

/än´gō´iŋ/adj.

پاینده، مداوم، در جریان، در پیشرفت، جاری

ongoing discussions

مذاکرات در حال جریان

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرفت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن