دیکشنری فارسی

ongoing

UKɔngouiŋ US'ɔn'gəuıŋ

معنی فارسی

پيشرفت عمليات رويداها پيش رونده

معنی کامل و مثال‌ها

/än´gō´iŋ/adj.

● پاینده، مداوم، در جریان، در پیشرفت، جاری

ongoing discussions

مذاکرات در حال جریان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. currently happening “an ongoing economic crisis”

واژه‌های دیگر با معنی «پيشرفت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن