ongoing
UKɔngouiŋ
US'ɔn'gəuıŋ
معنی فارسی
پيشرفت عمليات رويداها پيش رونده
معنی کامل و مثالها
/än´gō´iŋ/adj.
● پاینده، مداوم، در جریان، در پیشرفت، جاری
ongoing discussions
مذاکرات در حال جریان