operationally ready معنی فارسی حاضر به کار ، حاضر به عمليات ، حاضر به عمل ، آماده از نظر عملياتي واژههای دیگر با معنی «حاضر به کار» operating force نيروهاي حاضر به کار، نيروي فعال seagoing قابل رفتن به دريا، ناو حاضر به کار operational route مسير عملياتي، جاده عملياتي، جاده حاضر به کار