opponency معنی فارسی ضديت مخالفت معنی کامل و مثالها /ǝ pō´nǝn sē/n.● مخالفت، مقاومت واژههای دیگر با معنی «ضديت» opposition ضديت، مخالفت، مقاومت oppose ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن oppositional ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن renitence ضديت کردن با، اعتراض کردن بر، ضد قرار دادن anti-semitism ضديت با نژاد سامي antagonism مخالفت، ضديت، دشمني antagonize مخالفت کردن، ضديت کردن، ستيزه کردن adverseness مغايرت، مخالفت، ضديت oppositive ضد، مخالف، مايل به ضديت (کردن)