دیکشنری فارسی

opulent

UKɔpjulənt US'ɔpjələnt

معنی فارسی

توانگر متمول دولتمند مالدار فراوان وافر

معنی کامل و مثال‌ها

/äp´yōō lǝnt, -yǝ-/adj.

(بسیار) دارا، غنی، ثروتمند، توانگر، نفیس، گرانمایه

opulent decorations

آذین‌های نفیس

opulently furnished rooms

اتاق‌های آراسته به تجملات

سرشار، وافر، کشن، خرم، انبوه

an opulent garden

باغ سبز و خرم

مترادف‌ها

adjective
Wealthy, rich, affluent, flush, moneyed, well off.

واژه‌های دیگر با معنی «توانگر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن