or operation معنی فارسی عمل يا. واژههای دیگر با معنی «عمل يا.» ustulation عمل بودن يا خشکاندن، چيزي پيش ازساييدن، سوزاندن شراب captivation عمل فريفتن يا شيفتن، دلربايي bewitchery نيرو يا عمل سحروافسون، سحر، افسون. agglutination عمل چسباندن يا بهم پيوستن، بهم پيوستگي، هم چسبي facture عمل يا طريقه ساختن هرچيزي، اجزا، فاکتور inustion (عمل) سوزاندن يا داغ کردن unrequited بدون تلافي يا عمل متقابل. improv فيالبداهه گفتن يا عمل کردن، نمايش خنده دار بدون متن، نمايش بذله گويي takeout عمل در آوردن يا بيرون آوردن، براي خريدن و بردن به منزل، بردني attenuation عمل باريک کردن يا لاغر نمودن، تخفيف، ميرايي