دیکشنری فارسی

oration

UKɔːreiʃən USɔ:'reıʃən

معنی فارسی

نطق ، سخن راني ، خطابه ،

شيوه باز گوکردن گفته کسي

معنی کامل و مثال‌ها

/ō rā´shǝn, ô rā´-/n.

● خطابه، نطق، گفتار، خطبه

تعریف انگلیسی

noun
  1. an instance of oratory “he delivered an oration on the decline of family values”

مترادف‌ها

noun
Discourse, address, speech, harangue, declamation.

واژه‌های دیگر با معنی «نطق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن