osteopathically معنی فارسی شکسته بندي ، استخوان جا اندازي ، معالجه بوسيله مالش وجابجاکردن رگ و پي واژههای دیگر با معنی «شکسته بندي» osteopathic شکسته بندي، استخوان جا اندازي، معالجه بوسيله مالش وجابجاکردن رگ و پي osteopathy شکسته بندي، استخوان جا اندازي، معالجه بوسيله مالش وجابجاکردن رگ و پي bone-setting شکسته بندي splint تخته شکسته بندي، جبيره نازک ني، برآمدگي درساق پاي اسب agmatology علم شکسته بندي. wiring سيمکشي، شکسته بندي با سيم، سيم پيچي C.O.S = Clinical Orthopaedie Society، جمعيت شکسته بندي باليني، جامعه ارتوپدي باليني O.R.S. = Orthopedic Research Society، جمعيت تحقيقات مربوط به شکسته بندي. O.R.E.F. = Orthopedic Research and Education Foundation، موسسه تعليم و تحقيقات مربوط به شکسته بندي. split screen صفحه شکسته، صفحه شکافته، صفحه تقسيم بندي شده