otherwhence معنی فارسی از جاي ديگر واژههای دیگر با معنی «از جاي ديگر» autograft نسج پيوند شده که از جاي ديگر خود بيمار، به دست آمده است، خود پيوند allochthonous غير بومي، از جاي ديگر، دگربوم LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) OLE با تلفظ ((الي))، سرنام عبارت "object linking and، " embedding روشي براي انتقال و تبادل اطلاعات بين HFS حروف اختصاري Hierarchical File System (به مفهوم، سيستم فايلي سلسله مراتبي)، يک سيستم فايلي aliunde ازيک جاي ديگر، از منبع ديگر