out act معنی فارسی پيش افتادن از ، پيشي جستن از ، بهتر انجام دادن از واژههای دیگر با معنی «پيش افتادن از» outstrip پيش افتادن از، عقب گذاشتن، پيشي جستن از surpass پيش افتادن از، جلوتر بودن از، عقب گذاشتن outdo پيش افتادن از، پيشي جستن از، بهتر انجام دادن از outdone پيش افتادن از، پيشي جستن از، بهتر انجام دادن از outmatch پيش افتادن از، عقب گذاشتن، قدم فراتر نهادن از. outmarch پيش افتادن از، عقب گذاشتن، جلو افتادن از outrival در هم چشمي پيش افتادن از outgeneral در کارهاي جنگي پيش افتادن از، زرنگ بودن از، شکست دادن outmanoeuvre در تدبير يا زيرکي از کسي پيش افتادن outreach فرارسيدن (به)، از (چيزي) پيش افتادن