out-of-flatness معنی فارسی ناهمواري واژههای دیگر با معنی «ناهمواري» ruggedness ناهمواري، پستي وبلندي، زبري raggedness ناهمواري، کهنگي، ژندگي evection ناهمواري مدارماه، عدول ماه craggedness ناهمواري کوه وکمر cragginess ناهمواري کوه وکمر rockiness ناهمواري (بواسطه کوه وکمر)، سنگلاخي، سختي jaggedness دندانه دار بودن، ناهمواري، بريدگي relief map نقشه برجسته نما، نقشه ناهمواري هاي زمين jaggy دندانه دار، دندانه دندانه، ناهمواري asperity درشتي، خشونت، سختي