دیکشنری فارسی

raggedness

UKrægidnəs

معنی فارسی

ناهمواري کهنگي ژندگي پارگي زمختي خشونت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a texture of a surface or edge that is not smooth but is irregular and uneven
  2. shabbiness by virtue of being in rags

واژه‌های دیگر با معنی «ناهمواري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن