دیکشنری فارسی

outburst

UKautbəːst US'aut'bə:st

معنی فارسی

طغيان ، برافروختگي ، از جا در رفتگي ، ظهور ،

فوران

معنی کامل و مثال‌ها

/out´bu_rst´/n.

(صدا یا انرژی یا احساسات و غیره) برون‌خیز، برونداد، فوران، طغیان، انفجار، شلیک

volcanic outbursts

فوران‌های آتشفشانی

an outburst of anger

طغیان خشم

تعریف انگلیسی

noun
  1. an unrestrained expression of emotion
  2. a sudden intense happening “an outburst of heavy rain” “a burst of lightning”
  3. a sudden violent disturbance

مترادف‌ها

noun
Eruption, outbreak.

واژه‌های دیگر با معنی «طغيان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن