outdoor recreation معنی فارسی تفرج گشت و گذار واژههای دیگر با معنی «تفرج» yacht کرجي بادي يا بخاري يا موتوري که براي تفرج، بکار ميرود paseo گردش، تفرج، تفريح promenade گردش، تفرج، سير sallies حمله محصوري برمحاصره کنندگان، گردش، تفرج sally حمله محصوري برمحاصره کنندگان، گردش، تفرج