outvoter معنی فارسی انتخاب کننده واژههای دیگر با معنی «انتخاب کننده» elector انتخاب کننده، برگزيننده، عضوهيئت انتخاب کنندگان electress خانم انتخاب کننده، خانمي که عضوهيئت انتخاب کنندگان است consumer choice انتخاب مصرف کننده consumer's choice انتخاب مصرف کننده selector channel کانال انتخاب کننده، مجراي گزيننده channel selector انتخاب کننده کانال تلويزيون، کانالگير تلويزيون، سلکتور کانالهاي تلويزيون chooser گزيننده، انتخاب کننده، اختيارکننده selector برگزيننده، انتخاب کننده choosy (chooser & choosey=) گزينگر، انتخاب کننده . choosey گزينگر، انتخاب کننده .