outward show معنی فارسی نمايش بيرون نمايش ظاهر صورت ظاهر واژههای دیگر با معنی «نمايش بيرون» exsibilate باصوت وهوازصحنه نمايش بيرون کردن exeunt بيرون ميروند (درگفتگوي ازبازيگران نمايش) go off در رفتن (تفنگ)، بيرون رفتن (از صحنه نمايش)، اب شدن appearance ظهور، حضور، بيرون effusive بيرون ريزنده، فراوان، نمايش دهنده