دیکشنری فارسی

oven

UKʌvn US'ʌvən

معنی فارسی

تنور براي نان پزي اجاق براي خوراک پزي کوره کوچک

معنی کامل و مثال‌ها

/uv´ǝn/n.

● (دستگاه خوراک پزی) فر، تنور، بریجن

● کوره

● پزاوه، گرمخانه، خشک‌کن‌گاه

● اجاق

ریشه و کاربرد

ریشه

The word 'oven' comes from the Old English word 'ofen'.

مثال

  • She baked a cake in the oven.
  • The pizza is cooking in the oven.
  • The oven should be preheated to 350 degrees Fahrenheit.

تعریف انگلیسی

noun
  1. kitchen appliance used for baking or roasting

واژه‌های دیگر با معنی «تنور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن