overburdensome معنی فارسی زياد سنگين شاق بسيار دشوار واژههای دیگر با معنی «زياد سنگين» overlade بار زياد سنگين overtask زياد سنگين بودن براي، کار زياد سنگين دادن به overmasted داراي ديرک هاي زياد بلند يا سنگين، داراي دکل هاي زياد بلند يا سنگين numerously بطور متعدد، با شماره زياد يا سنگين stodgier سنگين، ناگوار، باد کرده stodgiest سنگين، ناگوار، باد کرده stodgily سنگين، ناگوار، باد کرده stodginess سنگين، ناگوار، باد کرده stodgy سنگين، ناگوار، باد کرده overweight سنگيني زياد، وزن زياد، آوار