overreacher معنی فارسی فرارسيدن در رسيدن فرا گرفتن پيش افتادن از جلو افتادن گول زدن واژههای دیگر با معنی «فرارسيدن» overreach فرارسيدن، در رسيدن، فرا گرفتن outjockey فرارسيدن، در رسيدن، پوشاندن outreach فرارسيدن (به)، از (چيزي) پيش افتادن encroach دست اندازي کردن، دست درازي کردن، تجاوزکردن