overseas agent معنی فارسی نماينده خارجي ، نماينده در کشور بيگانه واژههای دیگر با معنی «نماينده خارجي» incarnate مجسم کردن، صورت خارجي دادن 7 نماينده جسمي بودن از، صورت واقعي دادن