overstand معنی فارسی بيش از حد ماندن قايق در يک مسير بجاي چرخاندن واژههای دیگر با معنی «بيش از حد ماندن قايق در يک مسير بجاي» overstay بيش از حد معين توقف کردن، زياد ماندن.