overthrew
UKouvəθruː
US'əuvəθ'ru:
معنی فارسی
برانداختن بهم زدن منحل کردن ويران کردن بر زمين زدن پست کردن سرنگون ساختن
برانداختن بهم زدن منحل کردن ويران کردن بر زمين زدن پست کردن سرنگون ساختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن