دیکشنری فارسی

owned

UKound USəund

معنی فارسی

دارا بودن مالک بودن صاحب بودن خود دانستن خستو شدن قبول داشتن

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from Old English 'ágen', meaning 'to possess'.

مثال

  • He owned a chain of restaurants.
  • She owned a beautiful diamond necklace.
  • They owned a large farm.

ترکیب‌های رایج

Owned by Owned property

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having an owner; often used in combination “state-owned railways”

واژه‌های دیگر با معنی «دارا بودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن