oxidic معنی فارسی اکسيد ، ترکيب اکسيژن با جسم ديگر ، زنگار ، زنگ واژههای دیگر با معنی «اکسيد» oxide اکسيد، ترکيب اکسيژن با جسم ديگر، زنگار oxyde اکسيد. copper oxide اکسيد مس oxidation film قشر اکسيد sesquioxide سسکي اکسيد acid oxide اکسيد اسيدي burnt lime کليسم اکسيد calx کليسم اکسيد thulia اکسيد توليم zinc oxid اکسيد روي به، اکسيد دو زنگ.