p (percent , percentage) معنی فارسی درصد واژههای دیگر با معنی «درصد» percentage درصد، صدي چند، چند درصد percent درصد percent salt درصد نمک volume percent درصد حجمي weight percent درصد وزني pct مخفف: درصد water content درصد رطوبت case fatality rate درصد مرگ و مير، درصد مرگ و مير در اثر، امراض يا ضايعات ديگر equilibrium moisture content درصد رطوبت متعادل manning level درصد پرسنل موجود ناو، سطح استعداد پرسنلي وسيله