pachydrmatous معنی فارسی پوست کلفت، ادم پوست کلفت و بيرگ. واژههای دیگر با معنی «پوست کلفت» thick skinned پوست کلفت thick-skinned پوست کلفت keratosis کلفت شدگي پوست، ضخامت بشره، پيدايش بافت هاي شاخي در روي پوست senile keratosis کلفت شدگي پوست درنتيجه پيري pachydermatous ستبر پوست، پوست کلفت pachyder mata ستبر پوستان، جانوران پوست کلفت impassive در ناکش، تالم ناپذير، بيحس unimpressionable در ناکش، تالم ناپذير، بيحس indurate سخت کردن، سفت کردن، پينه خورده کردن