دیکشنری فارسی

padding

UKpædiŋ US'pædıŋ

معنی فارسی

پيزر پوشال لايي پرکني حشو راهزني

معنی کامل و مثال‌ها

/pad´iŋ/n.

لایی گذاری، نرم پوش گذاری، نرم لایه گذاری، نرم رویه گذاری

لایی، نرم پوش، نرم لایه، نرم رویه، (آنچه با آن تودوزی یا نرم پوشی یا بسته بندی ایمنی می‌کنند) پوشال، درونه‌ی لحاف یا تشک و غیره

the mattress' padding has become hard

پنبه‌ی تشک سفت شده است.

(سخن یا نوشته) حشو و زوائد، جزئیات نامربوط

his article is full of padding

مقاله‌ی او پر از لفت و لعاب است.

ریشه و کاربرد

Noun

Soft material used to provide cushioning, protection, or bulk.

ریشه

From the verb 'pad'.

مثال

  • The chair had comfortable padding.
  • The padding in the helmet absorbed the impact.
  • The packaging included padding to prevent damage.

ترکیب‌های رایج

Comfortable padding Helmet padding Packaging padding Extra padding

واژه‌های دیگر با معنی «پيزر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن