pained
UKpeind
USpeınd
معنی فارسی
رنجور آزرده جريحه دار حاکي از درد دردمند
معنی کامل و مثالها
/pānd/adj.
● رنجور، آزرده، (احساسات) جریحهدار
● حاکی از درد، دردمند
a pained look
نگاه درد آمیز
تعریف انگلیسی
adjective
- hurt or upset “she looked offended” “face had a pained and puzzled expression”